پاکی های دوچاهی؛ اردویی که شهید ساز بود +صوت
 
گوینده رادیو: جمعی خاکی که ۳۳ سال قبل در یکی از دور افتاده ترین روستاهای سبزوار هسته اولیه اردوهای جهادی را تشکیل دادند، آخر هفته جاری {پنج شنبه} گرد هم می آیند تا تجدید خاطره ای کرده باشند و هم گوشه ای از تاریخ روستای دوچاهی را مستند و مکتوب کنند. اردوی دوچاهی در روزهای جنگ تحمیلی مردانی ساخت که ۲۴ نفر از آن ها آسمانی شدند. علی نورآبادی گزارش می دهد. 

دانلود

«یک اس ام اس آمده که قرار است برو بچه ها یا ته مانده دوچاهی بازدیدی داشته باشند از آن جا، که من هم اعلام وصول کردم و اعلام این که حاضرم دوباره برای تجدید خاطره بروم».


همین پیامک کافی بود تا یاران قدیمی اردوی دوچاهی را به ۳۳ سال قبل ببرد. اردویی که در تابستان ۵۹ بعد از فرمان امام برای تشکیل سازندگی در روستای دوچاهی دورافتاده ترین و محروم ترین روستای شهرستان سبزوار تشکیل شده بود. حالا قرار است با این پیامک یاران قدیمی به یاد دوستان شهیدشان به روستای دوچاهی بروند.

سید مهدی عامل هاشمی یکی از اعضای اردوی دوچاهی درباره نحوه شکل گیری این اردو می گوید:

«کمیته های مختلف جهاد سازندگی در سال ۵۸ تکمیل شد. تمام این آدم ها و این جوان ها مشتاق بودند که بیایند برای مردم کاری انجام بدهند. و آن موقع هم چون جنگ شروع نشده بود به این بهانه می خواستند به روستایی ها خدمت بکنند این بود که شهید مصطفی فتاحی پیشنهاد کرد که یک اردویی ۱۵ روزه در یک محل دورافتاده ای از روستاهای سبزوار بگذاریم، که جای سختی باشد. چون می خواهیم در جهاد کار کنیم و کارش سخت است، هم آن جا را تجربه کنند و هم ما با این ها بیشتر آشنا شویم. حول و حوش فروردین ماه رفتیم جا را شناسایی کردیم؛ محلی به نام دوچاهی و اولین چادر را برای تشکیل اردو در خرداد ماه سال ۵۹ در آن جا تشکیل دادیم و اردو شروع به کار کرد. قرار بود اردو ۱۵ روزه باشد، ولی به قدری برکت داشت و این اردو کارایی داشت، که این اردو تا دو سال طول کشید».

بعد از شهادت محمد فاضل اولین مسئول اردوی دوچاهی، پرویز شریف مسئولیت اردو را بر عهده می گیرد. پیوستن آقای شریف به این اردو شنیدنی است:

«خرداد ماه بود. در تهران من دانشجو بودم. داشتیم می رفتیم به چابهار و زاهدان و آن سمت ها. رفتیم سبزوار که خداحافظی کنیم با پدر و مادرمان که حسن فتاحی را در خیابان دیدمش. حال و احوال، که چه کار می کنی؟ وسایل برداشته ای کجا می خواهی می روی؟ گفت می رویم به اردوی دوچاهی. رفتیم به اردوی دوچاهی که برای آن هایی که آن جا هستند آذوقه ببرند. حسن گفت بیا برویم با هم، بعد از ظهر بر می گردیم. گفتم باشه. رفتیم که بعد از ظهر برگردیم؛ بعد از دو ماه، دو ماه و نیم برگشتیم.» 

و اما وضع روستای دوچاهی چگونه بود و چرا انتخاب شده بود. مهدی رضایی از بچه های اردوی دوچاهی:

«مردم دامداری بودند که فقط سکونت داشتند، خانه نداشتند. یک سرپناهی بود که فقط روز را شب می کردند و شب را روز. نه مدرسه ای، نه مسجدی، نه حمامی، نه خانه بهداشتی، نه برقی، نه آبی. چون آبی که توی دوچاهی بود، آب شور و تلخی بود.» 

سید مهدی عامل هاشمی درباره برکات اردوی دوچاهی می گوید که ساختن مردانی برای جنگ یکی از آن هاست:

«ما رفتیم آن جا و انقلاب را به آن جا بردیم. چون خیلی از آن ها نمی دانستند که چه خبر شده است. بچه ها شروع کردند به کارهای فرهنگی کردن. بچه هایی که آن جا بودند خودسازی شدند، تزکیه شدند. اینها اصلا لباس عوض کردند که موقعی که آمدند به جهاد، منشاء خدمت بودند. بعد مسئله سوم این بود که بسیار بسیار برای جنگ خوب شد. چون از شهریور ۵۹ که جنگ شروع شد آن جا نیروهایی آماده می شدند که بروند به جبهه. وقتی که می آمدند به جبهه و جنگ واقعا مرد جنگ بودند. یادم است که در یکی از شب ها شهید حسن فتاحی گفت که حالا یک کار دیگری هم به اردوی دوچاهی اضافه شد. جنگ مال ماست. الان که جنگ تحمیلی پیش آمده الان ما هستیم این ماییم که باید برویم و نشان بدهیم که اگر همراه انقلاب هستیم، حالا این جنگ را که آمده که انقلاب را لطمه بزند، ما باید جلوشان بایستیم. در همان جلسه پنج نفری از همان گروه اعلام آمادگی کردند که به جبهه بروند». 

آن پنج نفری که ابتدا رفتند چه کسانی بودند؟ 

«آن پنج نفر رفتند به سوسنگرد و گروه اخلاص اولیه را که پایه ریزی اش در اردوی دوچاهی بود، تشکیل دادند. این ها شامل حسن فتاحی بود. شهید محمد فاضل بود. شهید مصطفی مختاری بود. شهید مجید کریمی و مجید مهدوی».

اردوی دوچاهی مردانی ساخت که ۲۴ نفر آن ها در دفاع مقدس شهید شدند. این را علی ملکوتی نیا مسئول گردهمایی پیشکسوتان اردوی دوچاهی می گوید:

«۲۴ تا شهدایی بودند که در اردوی دوچاهی، در محرومیت زدایی کار می کردند، جنگ که شروع شده رفتند توی جنگ شهید شدند. در بشاگرد؛ از جبهه آمده اند توی بشاگرد، اینجا از دوچاهی رفته اند جبهه. حدودا ۷۰-۸۰ تا پیشکسوت داریم و گفتیم که چه خوب است که بیاییم گردهمایی پیشکسوتان اردوی دوچاهی را بگذاریم. توی این گردهمایی بازدیدی داشته باشیم از خود دوچاهی. کفمان این است که بیاییم شهدا و پیشکسوتان را شناسایی کنیم و سقفمان این است که مستندسازی کنیم و بعد بتوانیم یک رمانی تحویل نسل آینده بدهیم که از همین خاطرات پیشکسوتان است».

پرویز شریف از دانشگاه تهران آمده بود و دانشجوی دانشگاه اردوی دوچاهی شده بود. 

«آن اردو یک جایی شده بود که یک عده ای دور از خانواده، دور از زرق و برق های دنیا، توی آن چادرهای گرم، همه آمده بودند با یک هدف. آن هدف هم بود خودسازی»

و سید مهدی عامل هاشمی توضیح می دهد که چگونه اردوی دوچاهی به دانشگاه تبدیل شده بود:

«هر شب بعد از این که نماز جماعت، خوانده می شد بچه ها اول می نشستند یک تجزیه تحلیلی خودی بود. یعنی خودمان را بررسی می کردیم که امروز صبح چه کار کردیم. وقتی داشتی آجرها را می دادی به فلانی، چون خسته شده بودی، حرف درشتی نزدی، کاری نکردی که دوستت از تو ناراحت شود. بعضی از بچه ها بودند که نان هایی که به آن جا می آوردیم، قسمت وسطش را می خوردند و کنارهایش می ماند، بچه ها به طعنه بهش می گفتند که فلانی طاق ضربی خیلی خوبی می زند. خود حقیر باز با توجه به این که زن داشتم، چهار تا بچه داشتم و گرفتاری اداره هم داشتم، شهید حسن فتاحی چیزی به من نگفت که سید ببین تو این جا سیگار می کشی جلوی بچه ها خوب نیست. چون همه شان جوان تر از من بودند ولی آن جا جوی بود که خود به خود من فهمیدم که این کار، کار درستی نیست. ما آن جا ساده ترین غذا را می خوردیم. گاهی اوقات ما کاسه کم داشتیم؛ برای کمه جوش یا ماست جوش یا یک غذای ساده ای که از دوغ و پیاز درست می شد، بچه ها بدون هیچ مشکلی هندوانه ای را که دیشب خورده بودند و ته آن را صاف کرده بودند، از آن استفاده می کردند به جای کاسه».

دوچاهی امروز روستای ۵۹ نیست. اما:

«هنوز آن ها آب شیرین ندارند. اداره آب و فاضلاب روستایی با تانکر آب می برد، آن جا می آیند با۲۰ لیتری سهمیه دارند و می گیرند. ما با مسئول عشایر شهرستان که صحبت کردیم، خدمتشان عرض کردیم که اولویتشان چی است؟ ایشان گفتند: اولویت اول و آخرشان در حال حاضر یک دستگاه آب شیرین کن است. ما رایزنی کردیم کمکی بشود که اگر دستگاه آب شیرین کن نصب شود، بسیاری از مشکلات و این طور قضایاشان حل می شود.»

برای رسیدگی حل همین مشکلات است که آقای هاشمی تاکید می کند اردوی دوچاهی هنوز ادامه دارد:

«من فکر می کنم اردوی دوچاهی تمام نشده است. اردوی دوچاهی به نوعی دیگر دارد کار می کند. منتهای مراتب چون ما یک کمی از آن حال و هوا دور شده ایم یک کمی فراموش کرده ایم که ما در این اردو با چه نیت ها و با چه حال و حوصله ای می رفتیم. یک کمی کمرنگ شده است. ولی اردوی دوچاهی هنوز هست و خواهد بود.»

منبع:سلام سربدار